حق نماز


حق نماز


حق نماز اين است كه بدانى نماز ورود به درگاه خدا است و تو در نماز برابر خدا مى ‏ايستى و چون به اين علاقه

‏مند باشى شايسته است كه چون بنده ذليل در نماز باستى كه راغب و راهب و خائف و اميدار و گدا و زارى كن

است و آنچه كه برابرش ايستاده بوسيله آرامى و سربزيرى و خشوغ اعضاء و فروتنى بزرگ ميدار و تعظيم مى ‏

كند و از دل بخوبى با او راز مى‏ گويد و ميخواهد كه گردن او را از زير بار خطاها كه تو را فرا گرفتند و گناه يكه

بپرتگاه بابوديت كشاند آزاد كند.

اگر اجازه نبود كه انسان وارد بشود بر عبادت، همه عبادات، انسان خجالت مى ‏كشيد كه بايستد در مقابل خدا

و خدا را تحميد كند، تمجيدمند، اين دعاست.تحميد و تمجيد.

ادعاى اين است كه من شناختم و انسان عاجز است از اينكه بشناسد، لكن چاره نيست چون خود گفته است،

خود او امر فرموده است و چون او امر فرموده است، همه بايد اطاعت كنند ولو اينكه قاصر هستند از اينكه تحميد

كنند خدا را، تنزيه كنند خدا را.

كلمات و اذكار نماز هر يك خلاصه ئى است كه به بخشى از معارف دين اشاره.يكند و بطور مكرر و پى در پى آن

را به ياد نمازگزار مى‏آورد.نمازى كه با تدبر در معانى و بدون سهو و غفلت گذارده شود انسان را روز بروز به

معارف الهى آشناتر و به آن وابسته‏تر مى‏سازد.

نماز درس ادب، درس پوشش و عفاف، درس وحدت، درس مراعات حقوق ديگران، درس طهارت است.

نماز گنجينه ذكر و راز است.نماز انباشته از رمزها و سرهاست.

منبع:کتاب نماز گنجينه ذکر و راز