خاطره (نماز ما نماز بعثی ها)

هایشانبخشنامه كرده بودند كه موقع اذان نماز، این كار را بكنند! خب حتماً حزببعث گفته بود كه سربازان قادسیه صدام باید این
گونه باشند.
سال 60 توی جبهههای گیلانغرب كه بودیم، این طوری بود؛
ولی سال65 در منطقه قلاویزان مهران كه مستقر بودیم، بهتر
صدایشان میآمد؛ چونفاصله مان كمتر بود و تحرك و نبرد بیشتر.
موقع اذان نماز كه میشد، ظهر، مغرب و حتی صبح، هر كدام از بچههاكه داخل سنگر نگهبانی بود با صدای خوش و بلند اذان
میداد و همه را براینماز خبر میكرد. بیوجدانها بعثیها! عادتشان شده بود. چند دقیقه قبل ازاذان شروع میكردند و پشت بلند
گوهایشان كه در خط نصب شده بود،صدای كریه و نخراشیده خوانندهای ایرانی زمان طاغوت را پخش میكردند.شاید میخواستند
صدای اذان ما به گوششان نرسد. بدبختها میدانستندوقت نماز است، ولی برای اینكه به هر وسیله كه شده با نماز مقابله كنند،
بهترانه و آهنگ و هر چه دم دستشان بود، متوسل میشدند. شاید آنها اینجوری بهتر نماز میخواندند!!!
حمید داودآبادیمنیع: ساجد