1ـ اذان نماز عصر روز جمعه هنگامى كه با نماز جمعه يا ظهر همراه خوانده شود.


2ـ نماز عصر روز عرفه كه روز نهم ذى الحجة است اگر همراه ظهر خوانده شود.


3ـ نماز عشاى شب عيد قربان براى كسى كه در مشعرالحرام است و آن را با مغرب همراه مى خواند، همراه خواندن و جمع

كردن بين دو نماز در سه مورد مذكور مستحبّ است.


4ـ نماز عصر و عشاى زن مستحاضه كه بايد آن را بلافاصله بعد از نماز ظهر يا مغرب بخواند.


5ـ نماز عصر و عشاى كسى كه نمى تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند.


در اين پنج نماز در صورتى اذان ساقط مى شود كه با نماز قبلى فاصله نشود يا فاصله كمى بين آنها باشد و ظاهراً با خواندن نافله

 فاصله حاصل مى شود.


مسأله : اگر براى نماز جماعتى اذان و اقامه گفته باشند كسى كه با آن جماعت نماز مى خواند نبايد براى نماز خود اذان و اقامه

 بگويد گرچه اذان و اقامه را نشنيده باشد و يا موقع گفتن آن در جماعت حاضر نباشد.


مسأله : اگر براى خواندن نماز به مسجد برود و ببيند نماز جماعتى كه در مسجد تشكيل شده بود تمام شده تا وقتى كه صفها بهم

نخورده و جمعيّت متفرّق نشده، در صورتى كه براى نماز جماعت اذان و اقامه گفته شده باشد، نمى تواند براى نماز خود اذان و

 اقامه بگويد.


مسأله : در جائى كه عدّه اى مشغول نماز جماعتند يا نماز آنان تازه تمام شده و صفها بهم نخورده است اگر انسان بخواهد فرادى يا

با جماعت ديگرى كه برپا مى شود نماز بخواند با پنج شرط اذان و اقامه از او ساقط مى شود:


1 ـ براى نماز جماعت اوّل اذان و اقامه گفته باشند.


2 ـ آن نماز جماعت باطل نباشد.



3 ـ نماز او و نماز جماعت در يك مكان باشد پس اگر نماز جماعت داخل مسجد باشد و بخواهد در بام مسجد نماز بخواند مستحب

 است اذان و اقامه بگويد.


4 ـ نماز او و نماز جماعت هردو اداء باشد.


5 ـ وقت نماز او و نماز جماعت مشترك باشد مثلاً هردو نماز ظهر يا هردو نماز عصر بخوانند يا نمازى كه به جماعت خوانده

مى شود نماز ظهر باشد و او نماز عصر بخواند يا او نماز ظهر بخواند و نماز جماعت نماز عصر باشد.


مسأله : اگر در شرط دوّم از شرطهائى كه در مسأله پيش گفته شد شك كند يعنى شك كند كه نماز جماعت صحيح بوده يا نه، اذان

و اقامه از او ساقط است ولى اگر در چهار شرط ديگر شك كند بهتر است به قصد رجاء اذان و اقامه را بگويد.


مسأله : كسى كه اذان و اقامه ديگرى را مى شنود مستحب است هر قسمتى را كه مى شنود بگويدولى از «حَىَّ على الصّلوة» تا

«حَىَّ عَلَى خَيرِ العَمل» را به اميدثواب بگويد.


مسأله : كسى كه اذان و اقامه ديگرى را شنيده چه با او گفته باشد يا نه، در صورتى كه بين آن اذان و اقامه و نمازى كه مى

خواهد بخواند زياد فاصله نشده باشد مى تواند براى نماز خود اذان و اقامه نگويد.


مسأله : اگر مرد اذان زن را با قصد لذّت بشنود اذان از او ساقط نمى شود بلكه اگر قصد لذّت هم نداشته باشد بنابر احتياط واجب

اذان از او ساقط نمى شود، ولى اگر زن اذان مرد را بشنود اذان از او ساقط مى شود.


مسأله : اذان و اقامه نماز جماعت را بايد مرد بگويد.


مسأله : اقامه بايد بعد از اذان گفته شود و اگر قبل از اذان بگويند صحيح نيست.


مسأله : اگر كلمات اذان و اقامه را بدون ترتيب بگويد، مثلاً «حَىَّ على الفلاح» را پيش از «حَىَّ عَلى الصَّلاة» بگويد بايد برگردد

و از جائى كه ترتيب بهم خورده دوباره بگويد.


مسأله : بايد بين اذان و اقامه فاصله ندهد و اگر بين آنها به قدرى فاصله دهد كه اذانى را كه گفته اذان اين اقامه حساب نشود

مستحب است دوباره اذان و اقامه را بگويد و نيز اگر بين اذان و اقامه و نماز به قدرى فاصله دهد كه اذان و اقامه آن نماز حساب

نشود


مستحب است دوباره براى آن نماز، اذان و اقامه بگويد.

مسأله : اذان و اقامه بايد به عربى صحيح گفته شود پس اگر به عربى غلط بگويد يا به جاى يك حرف حرف ديگرى بگويد يا مثلاً

ترجمه آنها را به فارسى يا زبان ديگر بگويد صحيح نيست.


مسأله : اذان و اقامه بايد بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود و اگر عمداً يا از روى فراموشى پيش از وقت بگويد باطل است.


مسأله : اگر پيش از گفتن اقامه شك كند كه اذان گفته يا نه بايد اذان را بگويد، ولى اگر مشغول اقامه شود و شك كند كه اذان گفته

يا نه، گفتن اذان لازم نيست.


مسأله : اگر در بين اذان يا اقامه پيش از آنكه قسمتى را بگويد شك كند كه قسمت پيش از آن را گفته يا نه، بايد قسمتى را كه در

 گفتن آن شك كرده بگويد ولى اگر در حال گفتن قسمتى از اذان يا اقامه شك كند كه آنچه پيش از آن است گفته يا نه گفتن آن لازم

نيست.


مسأله : مستحبّ است انسان در موقع گفتن اذان رو به قبله بايستد و با وضو يا غسل باشد و دستها را به گوش بگذارد و صدا را

 بلند نمايد و بكشد و بين جمله هاى اذان كمى فاصله دهد و بين آنها حرف نزند.


مسأله : مستحبّ است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد و آن را از اذان آهسته تر بگويد و جمله هاى آن را به هم نچسباند

ولى به اندازه اى كه بين جمله هاى اذان فاصله مى دهد بين جمله هاى اقامه فاصله ندهد.


مسأله : مستحبّ است بين اذان و اقامه يك قدم بردارد، يا قدرى بنشيند يا سجده كند يا ذكر بگويد يا دعا بخواند يا قدرى ساكت باشد

يا حرفى بزند يا دو ركعت نماز بخواند، ولى حرف زدن بين اذان و اقامه نماز صبح و نماز خواندن بين اذان و اقامه نماز مغرب

مستحب نيست.


مسأله : مستحب است كسى را كه براى گفتن اذان معيّن مى كنند عادل و وقت شناس و صدايش بلند باشد و اذان را در جاى بلند

بگويد. و در صورتى كه از بلندگوها استفاده شود مانعى ندارد گوينده اذان در محلّ پائين قرار گيرد.



مسأله : شنيدن اذان از راديو و ضبط صوت و مانند آن براى نماز كافى نيست بلكه خود نمازگزاران بايد اذان بگويند.


مسأله : احتياط واجب آن است كه اذان را هميشه به قصد نماز بگويند و گفتن اذان براى اعلام دخول وقت بدون قصد نماز بعد از

 آن، مشكل است.


مسأله : اگر اذان و اقامه را به قصد نماز فرادى بگويد، بعد جماعتى از او تقاضا كنند تا امام جماعت آنان شود يا بخواهد به

عنوان مأموم نمازش را به جماعت بخواند آن اذان و اقامه كافى نيست و مستحب است دوباره بگويند.


تشریع اذان و اقامه


و اذا نادیتم الى الصلوة اتخذوها هزوا و لعبا ذلك بانهم قوم لایعقلون

(سوره مائده آیه 58)

كیفیت تشریع اذان و زمان آن از مسایلى است كه درباره آن آراء مختلفى وجود دارد. در تفسیر نمونه " 1 ". تحت عنوان اذان

شعار بزرگ اسلام، چنین آمده است.

هر ملتى در هر عصر و زمانى براى برانگیختن عواطف و احساسات افراد خود و دعوت آنها به وظایف فردى و اجتماعى

شعارى داشته است این موضوع در دنیاى امروز به صورت گسترده ترى دیده مى شود.

مسیحیان در گذشته و امروز با نواختن صداى ناموزون ناقوس پیروان خود را به كلیسا دعوت مى كنند. ولى در اسلام براى این

دعوت از شعار اذان استفاده مى شود كه به مراتب رسا تر و مؤثرتر است. جذابیت و كشش این شعار اسلامى به قدرى است كه

بقول نویسنده تفسیر المنار بعضى از مسیحیان متعصب هنگامى كه اذان اسلامى را مى شنوند و به عمق و عظمت تاثیر آن در

روحیه شنوندگان اعتراف مى كنند، سپس نامبرده نقل مى كند كه در یكى از شهرهاى مصر جمعى از نصارى را دیده اند كه به

هنگام اذان مسلمین اجتماع كرده تا این نغمه آسمانى را بشنوند.

چه شعارى رسا تر از آن كه با نام خداى بزرگ آغاز مى گردد، با گواهى به وحدانیت و یگانگى آفریدگار جهان و گواهى به

رسالت پیامبر او اوج مى گیرد و با دعوت به رستگارى و فلاح و عمل نیك و نماز و یاد خدا پایان مى پذیرد، با نام خدا الله

شروع مى شود و با نام خدا الله پایان مى پذیرد، جمله ها موزون، عبارات كوتاه، محتویات روشن، مضمون سازنده و آگاه كننده

است لذا در روایات اسلامى روى اذان گفتن تاءكید زیادى شده است. در روایت اسلامى روى اذان گفتن تاءكید زیادى شده است.

در روایت معروفى از پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) نقل شده است كه اذان گویان در روز رستاخیز از دیگران به

اندازه یك سر و گردن بلندترند " 2 ". این بلندى در حقیقت همان بلند پایگى مقام رهبرى و دعوت دیگران به سوى خدا و به سوى

عبادتى همچون نماز است.

صداى اذان كه به هنگام نماز در مواقع مختلف از ماءذنه شهرهاى اسلامى طنین افكن مى شود، مانند نداى روح افزاى آزادى و

نسیم حیات بخش ‍ استقلال گوشهاى مسلمانان راستین را نوازش مى دهد و بر جان بدخواهان رعشه و اضطراب مى افكند و آن

یكى از رموز بقاى اسلام است.

شاهد این گفتار اعتراف صریح یكى از رجال معروف انگلستان است كه در برابر جمعى از مسیحیان چنین اظهار داشت:

تا هنگامى كه نام محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر ماءذنه ها بلند است و كعبه پا بر جا است و قرآن رهنما و پیشواى

مسلمانان است، امكان ندارد پایه هاى سیاست ما در سرزمینهاى اسلامى استوار و برقرار گردد. " 3 ".

در مورد تشریع اذان در این تفسیر چنین آمده است: در پاره اى از روایات، كه از طریق اهل تسنن نقل شده، مطالب شگفت

انگیزى در مورد تشریع اذان دیده مى شود كه با منطق اسلامى سازگار نیست؛ از جمله اینكه نقل كرده اند:

پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) به دنبال درخواست اصحاب، كه نشانه اى براى اعلام وقت نماز قرار داده شود، با

دوستان خود مشورت كرد و هر كدام پیشنهادى از قبیل برافراشتن پرچم مخصوص، روشن كردن آتش ‍ یا زدن ناقوس مطرح

كردند ولى پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) هیچكدام را نپذیرفت. تا اینكه عبدالله بن زید و عمر بن خطاب در خواب دیدند

كه شخصى به آنها دستور مى دهد براى اعلام وقت نماز اذان بگویند و اذان را به آنها یاد داد و پیامبر آن را پذیرفت. " 4 ".

ولى این روایت ساختگى بوده و توهینى به مقام شامخ پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) محسوب مى شود كه به جاى

تكیه بر وحى، روى خواب افراد تكیه كند و مبناى دستورات دین خود را بر خواب افراد قرار دهد، بلكه همانطور كه در روایات

اهل بیت (علیهم السلام ) وارد شده است، اذان از طریق وحى به پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) تعلیم داده شد.

امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید: هنگامى كه جبرئیل اذان را آورد، سر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر دامان على

(علیه السلام ) بود. جبرئیل اذان و اقامه را به پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) تعلیم داد. هنگامى كه پیامبر (صلى الله علیه و

آله و سلم ) سر خود را برداشت، از على (علیه السلام ) سؤ ال كرد: آیا صداى اذان جبرئیل را شنیدى؟ حضرت عرض كرد:

آرى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بار دیگر پرسید: به خاطر سپردى؟ گفت: آرى. پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم

) فرمود: بلال را (كه صداى رسایى داشت ) حاضر كن و اذان و اقامه را به او تعلیم ده. على (علیه السلام ) بلال را حاضر كرد

و اذان را به او تعلیم داد. " 5 ".

علامه مجلسى در این مورد مى نویسد باید توجه داشت كه اذان و اقامه به انفاق اصحاب امامیه بوسیله وحى تشریع شده است. اما

علماى عامه معتقدند كه اذان را عبدالله بن زید در خواب دید و عمر نیز در خواب همان را مشاهده كرد. " 6 ".

قال ابن عقیل اجتمعت الشیعه على ان الصادق (علیه السلام ) لعن قوما زعموا ان النبى اخذ الاذان من عبدالله بن زید فقال ینزل

الوحى على نبیكم فیزعمون انه اخذ الاذان من عبدالله بن زید؟

ابن عقیل مى گوید: شیعه اتفاق دارند بر اینكه امام صادق (علیه السلام ) لعنت كرده كسانى را كه معتقدند پیامبر اذان را از عبدالله

بن زید گرفته است.

پس حضرت مى فرماید: وحى بر پیامبر نازل مى شود، آنگاه خیال مى كنند اذان را از عبدالله بن زید آموخته است؟! " 7 ".

جبرئیل، اولین موذن


در تفسیر على بن ابراهیم از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده است كه فرمود: پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود:

وقتى به معراج رفتم و به سدرة المنتهى رسیدم... ناگاه مشاهده كردم فرشته اى اذان مى گوید: آن فرشته اى اذان مى گوید: آن

فرشته در آسمان قبل از آن شب دیده نشده بود.

فرشته گفت: الله اكبر، الله اكبر. خداوند فرمود: بنده ام راست مى گوید؛ من بزرگترم (از آنكه به وصف در آیم ).

او گفت: اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان لا اله الا الله. باز خداوند فرمود:

راست مى گوید، خدایى جز من نیست.

ادامه داد: اشهد ان محمدا رسول الله، اشهد ان محمدا رسول الله. فرمود: راست مى گوید، محمد بنده من و پیامبرى است كه او را

برگزیده ام.

گفت: حى على الصلوة، حى على الصلوة. فرمود: راست مى گوید بنده ام دعوت مى كند به دستور واجبم، هر كه با رغبت و میل

به امید ثواب بسوى این دستور بشتابد كانت كفارة لما مضى من ذنوبه نماز كفاره گناهان گذشته او است.

باز فرشته گفت: حى على الفلاح، حى على الفلاح. خداوند فرمود: آرى، نماز صلاح و نجاح و فلاح است.

پس از آن من امامت ملائكه را عهده دار شدم و نماز جماعتى با فرشته ها خواندم. چنانكه قبلا امامت انبیاء را در بیت المقدس

كرده بودم. " 8 ".

اما اذان جبرئیل كه قبل از سدرة المنتهى گفته شد چنین است: پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود جبرئیل در شب

معراج مرا به محلى رسانید، پرسید: مى دانى در كجا هستى؟ گفتم: نه: اینجا بیت المقدس ‍ است؛ بیت الله اقصى. در اینجا حشر و

نشر است. جبرئیل در بیت المقدس ‍ بپا ایستاد و انگشت سبابه دست راست خود را در گوش راست نهاد و شروع به گفتن اذان

نمود، دو جمله دو جمله (یعنى مثلا الله اكبر، الله اكبر كه در آخر آن دو بار گفت حى على خیر العمل اذان كه تمام شد اقامه را

شروع كرد، باز دو جمله دو جمله، اقامه را نیز پایان داد و در آخر آن دو مرتبه گفت: قد قامت الصلوة انبیاء دعوت جبرئیل را

لبیك گفتند و چهار هزار و چهارصد نفر از انبیاء جمع شدند و هر كدام در محل خویش در صفى ایستادند. من چنین پنداشتم كه

جبرئیل اقامه نماز خواهد كرد. اما وقتى صف ها مرتب شد، بازویم را گرفت و گفت: یا محمد! پیش برو و بر برادران خویش نماز

بگزار. تو خاتمى و خاتم بر مختوم (كسانى كه پیش از تو آمده اند) مقدم است. " 9 ".

پس اولین اذان توسط جبرئیل در بیت المقدس و اذان دوم توسط فرشته مخصوص در سدرة المنتهى گفته شد. باور كردنى نیست

چنین شعارى با جملاتى كه فقط مى تواند انشاء و ابداع خدا باشد (كه از طریق وحى بوسیله پیك بزرگ خداوند، جبرئیل، به ما

مسلمانان ارزانى شده ) با خواب عبدالله بن زید و... ابداع گردیده باشد.

موارد استفاده دیگر اذان


اذان و اقامه در گوش نوزاد: امام صادق (علیه السلام ) فرمود: وقتى فرزند متولد شد " 10 ". در گوش راست او اذان گفته شود

و در گوش چپش اقامه. در روایت مستدرك الوسائل " 11 ". پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) مى فرماید: این كار

موجب حفظ فرزند از شیطان مى شود.

دوم - اذان در گوش كسى كه بد اخلاق است، موجب رفع سوء خلق مى شود. در میزان الحكمة مى نویسد: امام صادق (علیه

السلام ) فرمود: من ساء خلقه فاذنوا فى اذنه. هر كه بد اخلاق بود اذان در گوشش ‍ بگویید. امام صادق (علیه السلام ) از آباء

خود از امیرالمؤمنین (علیه السلام ) نقل مى كند كه فرمود: گوشت بخورید زیرا گوشت انسان، از گوشت مى روید. هر كس چهل

روز گوشت نخورد، بد اخلاق مى شود. اگر یكى از شما بداخلاق بود در گوش او تمام اذان را بگویید. " 12 ".

سوم - اذان گفتن در بیابانهاى وحشتناك موجب آرامش خاطر و آسایش دل و طرد موجودات زیانبخش مى گردد.

امام صادق (علیه السلام ) در روایت زید زراد مى فرماید: هر گاه راه را گم كردى با صداى بلند اذان بگو ترشد و تصیب الطریق

ان شاء الله راهنمایى خواهى شد و راه را پیدا خواهى كرد ان شاء الله.

چهارم - اذان موجب رفع بیمارى است. مفضل بن عمر از امام صادق (علیه السلام ) نقل مى كند كه یكى از غلامان آقا خدمتش

رسید در حالى كه بیمار بود. امام پرسید: چرا رنگت پریده؟ گفت: فدایت شوم مبتلا به تبى شده ام كه یك ماه تمام است مرا رها

نمى كند. بدنبال معالجه، هر چه طبیب ها دستور داده اند عمل كرده ام ولى ابدا سودى نبخشید.

فقال له الصادق (علیه السلام ) حل ازارك و ادخل راسك فى قمیصك و اذن واقم و اقراء سورة الحمد سبع مرات فرمود: گریبان

پیراهن خود را بگشا و سر در گریبان خود ببر و اذان و اقامه بگو سپس هفت مرتبه سوره حمد را بخوان. گفت: همین كار را

كردم فكانما نشطت من عقال گویى تمام بنده ها و گره هاى وجودم گشوده شد و آسوده شدم. " 13 ".

باید توجه داشت كه او ابتدا راه علاج مسیر ظاهرى را پیموده بود و نتیجه نگرفته بود سپس امام او را با عنایت خویش بدینوسیله

معالجه كردند. ما در عین حال كه اثر اذان و اقامه را نفى نمى كنیم اما این نكته را توجه مى دهیم كه اگر شما چنین كردى و

سودى نبخشید، مبادا در تاثیر این قبیل دعاها شك كنى؛ زیرا ممكن است درباره این شخص نفس امام اثر خالصى نموده باشد و در

مورد شما مصالح دیگر مانع از آن اثر شود. البته به امید چنین اثرى ما هم اگر دچار این مشكل شدیم، خوبست از اذان استفاده

كنیم. پنجم نوشتن اذان و اقامه و تعلیق آن بالاى سر مریض موجب رفع سردرد مى شود. شیخ طبرسى در كتاب عده السفر و

عمده الحضر مى نویسید: از ائمه (علیه السلام ) روایت شده كه براى رفع سردرد اذان و اقامه را بنویسید و بالاى سر شخص

مبتلا به سر درد، بیاویزید " 14 ".

ششم با صداى بلند اذان گفتن در منزل موجب رفع بیماریها و تكثیر نسل مى شود " 15 ". هشام بن ابراهیم نقل مى كند به

حضرت رضا (علیه السلام ) از بیمارى خود شكایت كردم و گفتم: فرزند هم برایم متولد نمى شود. حضرت رضا (علیه السلام )

فرمود: در منزل با صداى بلند اذان بگو ففعلت ذلك فاذهب الله سقمى و كثر ولدى این كار را كردم، خداوند بیماریم را بر طرف

كرد و چند فرزند به من داد.

هفتم اذان رفع گرفتارى از انسان در سفر مى نماید و حافظ او از شر شیاطین است. زید زراد در كتاب خود آورده است كه " 16

". سالى با دوستان به حج مشرف شدیم، وقتى نزدیك خرابه هاى مدینه رسیدیم، یكى از دوستانمان گم شد هر چه او را جستیم پیدا

نكردیم. حكایت او را در مدینه به بعضى گفتیم. گفتند: جن ها او را برده اند. خدمت حضرت صادق (علیه السلام ) رسیدم و ماجرا

را شرح دادم.

امام فرمود: برو همانجایى كه گم شد و با صداى بلند بگو یا صالح بن على! یقول لك جعفر بن محمد هكذا عاهدت و عاقدت الجس

على بن ابى طالب. اى صالح بن على! حضرت صادق (علیه السلام ) مى فرماید: آیا جنیان با على بن ابى طالب اینگونه عهد و

پیمان بستند؟ فلان رفیق ما را پیدا كن و به ما برسان. بعد حضرت صادق (علیه السلام ) فرمود كه بگو اى جنیان شما را قسم مى

دهم به همان قسمتى كه على بن ابى طالب (علیه السلام ) داد كه دوست مرا رها كنید و او را به راه خود برگردانید.

گفت: من دستور امام را انجام دادم. طولى نكشید كه دیدم رفیقم از یك خرابه خارج شد. پرسیدم: چه شد؛ كجا رفته بودى؟! گفت

ناگهان شخصى را دیدم كه به زیبایى او كسى را ندیده بودم. گفت: آقا گمان مى كنم تو از دوستان آل محمد (صلى الله علیه و آله

و سلم ) هستى؟ گفتم: آرى. گفت: در این نزدیكى شخصى از آل محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) هست، نمى خواهى ثواب

زیارت او را دریابى و سلام به او بدهى؟! گفتم: چرا. از بین این دیوارها رفتیم خودش هم جلو مى رفت. خیلى دور نشده بودیم كه

متوجه شدم كسى دیده نمى شود. از این وضع حالت غش به من دست داد و بیهوش بودم تا همین الان. حالا شخصى آمد حضرت

صادق (علیه السلام ) عرض كرد. حضرت فرمود: نوعى از جنیان هستند كه انسان را گمراه مى كنند. اگر در بیابان یك نفر را

تنها دیدند از او راه نپرسید. اگر راهنمایى هم كرد به حرف او گوش نكنید. اگر دیدى كسى در خرابه اى و یا بیابانى متوجه تو

است در چهره او اذان بگو با صداى بلند و این دعا را بخوان سبحان الله جعل فى السماء نجوما رجوما للشیاطین عزمت علیك یا

خبیث بعزیمة الله التى عزم بها امیرالمؤمنین على بن ابى طالب (علیه السلام ) و رمیت بسهم الله المصیب الذى لایخطى و جعلت

سمع الله على سمعك و بصرك و ذللتك بعزة الله و قهرت سلطانك بسلطان الله یا خبیث لاسبیل لك.

با خواندن این دعا ان شاء الله بر او پیروز خواهى شد. اگر راه را گم كردى، با صداى بلند اذان بگو و این دعا را بخوان: یا

سیارة الله دلونا على الطریق یرحمكم الله، ارشدونا یرشدكم الله اگر راه را جستى بهتر وگرنه با این جملات فریاد بزن: یا عتاة

الجن و یا مردة الشیاطین ارشدونى و دلونى الطریق والا اسرعت لكم بسهم الله المصیب ایاكم عزیمة على بن ابى طالب (علیه

السلام ) یا مردة الشیاطین ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السموات و الارض فانفذوا لاتنفدون الا بسلطان مبین. الله غالبكم بحیذه

الغالب و قاهركم بسلطانه القاهر و دللكم بعزه المتین فان تولوا فقل حسبى الله لا اله الا الله هو علیه توكلت و هو رب العرض

العظیم. صدایت را به اذان بلند كن راه را پیدا مى كنى ان شاء الله. " 17 ".

هشتم - مورد دیگر از استحباب اذان گفتن، اذان است پشت سر مسافر. " 18 ".


منبع:راسخون